مجموعه در دو بخش است‌: (الف‌) مباني موسيقي‌؛ (ب‌) مثال‌هايي در توضيح آن مباني‌. مقدمه‌ از چو شي (دوازدهم ـ 2). اصطلاح لوـ لو مشتق از نام يك ساز قديمي است‌، كه به‌صورت كوك‌ به كار مي‌رفت و از دوازده ني خيزران در طول‌هاي متفاوت تشكيل شده بود، شش ني براي‌ لحن‌هاي موافق و شش تا براي لحن‌هاي مخالف‌. بنابراين‌، به اين ساز لوـ لو مي‌گفتند، كه به‌ معني قانون است‌. نخستين و طولاني‌ترين ني 22 سانتي‌متر طول داشت‌. دو ني در حكم نت‌ معرف نيم‌پرده‌ٴ بالارونده بود. با گذشت زمان‌، لوـ لو مترادف با نام موسيقي شد.
رونق نمايان موسيقي در اوايل عصر مينگ مايه‌ٴ شگفتي نيست‌. زيرا اين سلسله بيشترين‌ تلاش را براي احياي فرهنگ كهن چيني به كار برد، فرهنگي كه در عصر سلسله‌ٴ يوآن تا حدي‌ تحت‌الشعاع سنّت‌هاي بيگانه قرار گرفته بود. بهترين سرمشق‌هاي آن فرهنگ در عصر تئانگ‌(618-907)، عرضه شده بود. عصر تئانگ‌، و به‌ويژه فرمانروايي ششمين امپراتور آن شوان‌ تسونگ (713-756)، عصر زرين موسيقي چين بود. از آن‌جا كه موسيقي از اجزاي ذاتي فرهنگ‌ تئانگ بود، رونق آن فرهنگ طبعاً با رونق موسيقي ملازمه داشت‌.

مكتب نقشه‌نگاري كاتالونيا يا مايوركا (ص 3261 ـ 3262). گونثال رپاراز ـ روئيز اطلاعات‌ زيادي گردآوري كرده و علاوه بر كساني كه ما ذكر كرده‌ايم‌، از كسان ديگري هم نام برده است‌، از جمله از اسحاق نَفُثي (برآمدنش 1359ـ1373)، كه براي پره‌ٴ چهارم ابزارهاي نجومي ساخت و در سال 1362، رابي اعظم مايوركا بود؛ افرائيم ويدال‌، هارون كُهن‌، افرائيم بلشُمس و اوبرياچي‌ ايتاليايي كه نماينده‌ٴ بازرگان فلورانسي فرانچسكو داتيني در بارسلون بود. بسياري از جغرافيدانان‌ مايوركايي‌، منجم و اسطرلابي بودند و به‌ترجمه‌ٴ كتاب‌هاي عربي به كاتالونيايي كمك كردند. مثلاً اسحاق نَفُثي و افرائيم بلشُمس در سال 1380 از سوي شاه‌زاده خوان مأمور ترجمه‌ٴ كتاب‌ فَرَغاني (نهم ـ 1) شدند. پره‌ٴ چهارم در سال 1362 خواستار اطلاعاتي از يك نسخه‌ٴ خطي كتاب‌ نجوم در كتاب‌خانه‌ٴ سلطنتي آراگون شد، كه به زبان عربي و كاتالونيايي نوشته شده بود.
سده‌ٴ چهاردهم عصر زرين مكتب مايوركا بود، ولي آن مكتب تا سده‌ٴ هفدهم در پادوا به‌ حيات خود ادامه داد. در پايان سده‌ٴ پانزدهم‌، فرديناند كاتوليك از نقشه‌نگاران مايوركايي‌ خواست او را در ترسيم خط مرزي ميان اسپانيا و پرتغال بر اساس عهدنامه‌ٴ ثردسيلاس (7 ژوئن‌1494) ياري كنند.

نقشه‌ٴ جهان پير دالي (ص 3270). اميدهاي كريستف‌كلمب نه‌تنها بر اثر زياد حساب كردن‌ طول قاره‌هاي اروپا و آسيا فزوني يافته بود، بلكه در عين‌حال ناشي از كم گرفتن اندازه‌ٴ كره‌ٴ زمين‌ بود. قطر زمين را كه اراتُستنس (سوم ـ 2 ق م‌) تقريباً به‌درستي‌252,000 اِستاد حساب كرده‌بود،